اکنون که تکلیف ردصلاحیت ها مشخص شده و دیگر امیدی به تغییر اوضاع انتخابات مجلس نیست، بحث اصلی بر سر شرکت یا تحریم انتخابات است. بسیاری به گونه ای برطبل تحریم می کوبند که گویی یک اصل بدیهی است و نمی توان خدشه ای برآن وارد کرد، اما مسئله به روشنی که آنان می پندارند نیست و با تحلیل دقیق تری از فضای سیاسی روشن می شود که این گونه پافشاری برتحریم تنها نتیجه ساده سازی مناسبات سیاسی است.

عدم ارائه لیست و حتی رای ندادن مساوی با تحریم نیست. باید توجه کرد که بین عدم ارائه لیست تا تحریم فاصله زیادی وجود دارد و حتی نمی‌توان رای ندادن را به معنای تحریم دانست، چرا که تحریم نه تنها رای ندادن شخصی بلکه دعوت و توصیه به همه برای رای ندادن است و بسیار واضح است که ممکن است هرکس به دلیل خاصی در انتخابات خاصی رای ندهد ولی این امر تا زمانی که جنبه توصیه عمومی پیدا نکند، به معنای تحریم نخواهد بود. این کاملاً عقلانی است که اگر گروه یا حزبی کاندیدای لازم را نداشته باشند، لیستی ارائه ندهند.  اصلاح طلبان با توجه به ردصلاحیت بیش از هشتاد درصد کاندیداهایشان اکنون قادر به ارائه لیست نیستند. عدم ارائه لیست توسط اصلاح طلبان را نمی توانبه معنای تحریم دانست. چه بسا اگر اصلاح طلبان انتخابات را تحریم کنند به سرنوشت نهضت آزادی و نیروهای ملی – مذهبی در انتخابات دور دوم مجلس دچار شوند و برای همیشه از معادلات قدرت حذف شوند و مطمئناً عده ای خواستار همین امر هستند و رد صلاحیت های گسترده در راستای چنین سناریویی است.

 قبل از هر کنش سیاسی باید نتایج احتمالی آن را در نظر گرفت. در فضای کنونی تحریم انتخابات مجلس چه نتیجه ای خواهد داشت؟ آیا تحریم کمک به روند دموکراسی است یا نه؟ با تحریم چه کسانی سود می برند و مجلس را در دست می گیرند؟ اگر کسی بتواند اثبات کند که تحریم کمک هر چند کوچکی به دموکراسی می کند بی شک باید از آن حمایت کرد، اما واقعیت موجود به هیچ وجه موید تحریم نیست. تحریم نه تنها کمکی به دموکراسی نمی کند بلکه در خدمت دشمنان دموکراسی خواهد بود. تنها مخالفان دموکراسی از غیاب مردم و انتخابات حداقلی سود می برند. اگر حتی سی درصد واجدین شرایط هم در انتخابات شرکت کنند و هفتاد درصد در صف تحریم باشند، باز هم مجلس تشکیل خواهد شد؛ با این تفاوت که نمایندگان راه یافته تنها سی درصد را نمایندگی می کنند ولی برای همه تصمیم می گیرند. هر چه درصد آراء کمتر باشد، به نفع حامیان احمدی نژاد است و مجلس هشتم بیشتر از مجلس هفتم در خدمت دولت خواهد بود و خلاصه این که تحریم در خدمت تقویت احمدی نژادیسم خواهد بود. اگرچه اکنون اصلاح طلبان حذف شده اند، اما هنوز کاندیداهای بسیاری هستند که مخالف رایحه خوش خدمت و احمدی نژادگرایی هستند.

این تحیل که رای دادن صرفاً به معنای مشروعیت بخشی به انتخابات و سیستم است، براساس یک پندار موهوم متافیزیکی است. چرا که انتخاب بین کاندیداها فقط ترجیح عده ای بر عده دیگر است و حتی به معنای همفکری با منتخبین هم نیست. بسیاری از کسانی که در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری خاتمی به او رای دادند با او همفکر نبودند بلکه او را بر رقبای دیگرش ترجیح دادند. انتخاب خاتمی و نمایندگان  مجلس ششم در همین ساختار و فضای کنونی بود و رای دادن به آنها هم به اندازه هر انتخابات دیگری مشروعیت بخشی بود. نکته دیگر این است که قبول این حرف که رای دادن به منزله مشروعیت بخشی است، پذیرفتن گفتمان غالب و حکومتی است در حالی که باید تلاش کرد که به شرکت در انتخابات به عنوان یک حق شهروندی نگاه کرد. به وسیله انتخابات شهروندان امکان کنش سیاسی خواهند داشت. در دموکراسی های پیشرفته شهروندان راه های مختلفی برای کنش مندی سیاسی دارند، اما در ساختار سیاسی ایران انتخابات تنها امکان کنش مندی شهروندان است و نمی توان به راحتی از آن صرف نظر کرد.

توجه به این نکات به خوبی روشن می کند که در شرایط کنونی نمی توان  تحریم انتخابات را به عنوان یک کنش دموکراتیک و اصلاح طلبانه دانست، بلکه  تحریم بیشتر فرافکنی و واکنشی از روی عصبانیت است.

نوشته شده در شنبه 20 بهمن 1386ساعت 04:00 توسط بیژن مومیوند| 12 نظر