Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

حرف های ما هنوز ناتمام..                                                                  

تا نگاه می کنی :

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی !

پیش از آنکه با خبر شوی

لحظه عزیمت تو ناگریز می شود

آی...............

ای دریغ و حسرت همیشگی !‏

ناگهان

چقدر زود

 دیر می شود‏

‏*****

قطار می‌رود

تو می‌روی

تمام ایستگاه می‌رود

 

 

انگار که هر سال باید غمی بر غم ها بیفکنیم و در فراق دوستی و عزیزی به سوگ بنشینیم.خبر همیشه ساده است و کوتاه، این بار هم : قیصر امین پور درگذشت. قیصری که از کویر زمینیان خسته بود و تمام بودنش را با درد سروده بود: دردهای من / جامه نیستند / تا ز تن درآورم / "چامه و چکامه " نیستند / تا به "رشته سخن" درآورم /  دردهای من نگفتنی / دردهای من نهفتنی است /... درد، حرف نیست / درد، نام دیگر من است / من چگونه خویش را صدا کنم؟ اکنون دردهایش پایان یافته و باد پاییزی او را با خزانش برد. او که حرف اول اسمش حرف آخر عشق بود درباره مرگ گفته: ما در تمام عمر تو را در نمی یابیم اما تو ناگهان همه را در می یابی... قیصر همیشه خسته بامداد سه شنبه در بیمارستان ری ناگهان نبضش ایستاد و چشم از جهان فرو بست. ‏

 

آواز عاشقانه‌ ما در گلو شکست

حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست

 

دیگر دلم هوای سرودن نمی‌کند

تنها بهانه دل ما در گلو شکست

 

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم

آن گریه‌های عقده‌گشا در گلو شکست

 

ای داد، کس به داغ دل باغ، دل نداد

ای وای، های‌های عزا در گلو شکست

 

آن روزهای خوب که دیدیم، خواب بود

خوابم پرید و خاطره‌ها در گلو شکست

‏"بادا" مباد گشت و "مبادا" ‌به باد رفت

"آیا" ز یاد رفت و "چرا" در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند

نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

 

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم

بغضم امان نداد و خدا..... در گلو شکست.

 در دهه هفتاد قیصر کنج عزلت گزید و سکوت پیشه کرد. آرمان‌هایش در گذر روزگار پخته‌تر شد از قطعیت به نسبیت رسید و از مونسیم به پلورالیسم: 

 

وقتی جهان

             از ریشه جهنم

و آدم

     از ریشه عدم

و سعی

         از ریشه یآس می آید

وقتی یک تفاوت ساده

                           در حرف

کفتار را

         به کفتر

                   تبدیل می کند 

 باید به بی تفاوتی واژه ها

و واژه های بی‌طرفی

مثل نان دل بست

نان را از هر طرف که بخوانی

                                     نان است!

نوشته شده در سه شنبه 8 آبان 1386ساعت 19:22 توسط بیژن مومیوند| 2 نظر