وقتی از ایستگاه مترو اومدم بالا،آسمون مثل همیشه کدر و بدرنگ بود.توی هوا پر از دود بود و من نمی دونستم که این آخرین باری که این هوای کثیف رو به ریه هام فرو می دم...
نریشن ابتدایی سنتوری
چشم شیطان کور گوش شیطان کر مثل این که قرار است سنتوری از هفته ای دیگر اکران شود و سینماهای تهران مزین به آخرین ساخته داریوش مهرجویی شوند. تازه ترین خبر از سنتوری طراحی پوستر و آنونس آن توسط محمد رضا شریفی نیا است. شریفینیا که در پروژه سنتوری بهعنوان دستیار کارگردان و مجری طرح و عکاس فعالیت داشته، روز سه شنبه با ساخت آنونس و طراحی پوستر فیلم، مراحل پایانی پیش از اکران فیلم را به پایان رساند تا سوم مردادماه سنتوری در گروه سینمایی قدس اکران شود. ساخت سنتوری از همان ابتدا با مشکلات و حاشیه های زیادی همراه بود. داریوش مهرجویی قبل از هر چیز به دنبال کسی بود که هم سنتورنواز خوبی باشد و هم بتواند نقش علی سنتوری را آن گونه که دلخواه او بود، بازی کند. پس از بررسی های بسیار سرانجام مهرجویی بهرام رادان را برای ایفای نقش علی سنتوری انتخاب کرد و اردلان کامکار موسیقی آن را برعهده گرفت و محسن چاوشی را نیز برای خواندن ترا نه ها برگزید. در اواخر کار به مهرجویی پیغام دادند که باید اسم فیلم را تغییر دهد و به همین خاطر علی سنتوری تبدیل به سنتوری شد. بعد از آن هم بخش هایی از فیلم برای شرکت در جشنواره اصلاحیه خورد. اگر چه حضور سنتوری در جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر قطعی به نظر می رسید اما در روز اول که برنامه جشنواره اعلام شد مشخص شد که هنوز سنتوری در بلاتکلیفی به سر می برد، سرانجام به هر ترتیبی که بود سنتوری در روزهای آخر جشنواره اکران شد. مهرجویی در نشست خبری جشنواره مشکل اصلی سنتوری را مجوز نداشتن صدای چاوشی اعلام کرد و همین مسئله بعد از جشنواره هم گریبان سنتوری را رها نکرد تا این که برای اکران عمومی قرار شد که بهرام رادان خود ترانه ها را بخواند. سنتوری ای که هفته آینده اکران می شود چند تفاوت با سنتوری جشنواره خواهد داشت. مهم تر از همه این است که رادان خودش ترانه ها را می خواند و دیگرخبری از صدای چاوشی نیست. تفاوت دیگر این است که بنا به گفته مهرجویی چند دقیقه ای که به خاطر ماه محرم در جشنواره حذف شده بود، به فیلم اضافه شده است. سنتوری شاید بهترین فیلم مهرجویی نباشد، اما با دیگر فیلم هایش یک تفاوت اساسی دارد و آن این است که برخلاف فیلم های دیگر مهرجویی که شخصیت ها همیشه مقهور محیط می شدنددر سنتوری نهایتا علی سنتوری بر محیط چیره می شود و به رستگاری می رسد و این شاید نشان از آن دارد که مهرجویی اکنون با مهرجویی دهه پیش تفاوت دارد و دیگر نمی خواهد مقهور شرایط باشد و به رستگاری انسان از چارچوب های زندگی اش می اندیشد.
امروز هشت سال از هیجده تیر خونین 78 می گذرد و هنوز آلام و رنج های آن روز شوم به فراموشی سپرده نشده و بلکه بر آن ها اضافه شده است. چندی پیش در سمینار شریعتی، برادر و خواهر عزت ابراهیم نژاد را دیدم که در این هشت سال به خون خواهی خون نا بحق ریخته برادرشان آرام و قرار نداشته اند و نا خواسته در مسیری قرار گرفته اند که شاید هیچ دوست نداشته باشند، اما اکنون هویت شان با هیجده تیر گره خورده و بخشی از وجودشان را در این روز جست و جو می کنند. آن ها از این گله داشتند که خیلی ها عزت را فراموش کرده اند و دیگر نشانی از او نمی گیرند. زمانه دگرگون شده و بسیاری رنگ عوض کرده اند، اما هستند هنوز کسانی که عزت و دوستان او را فراموش نکرده اند و همچنان در پی کوره راهی برای آزادی و دموکراسی می دوند هر چند که همیشه به در بسته بخورند و سهم شان تنها کز کردن در پشت میله های زندان باشد.
امروز همه اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم که به مناسبت هیجده تیر در جلو دانشگاه پلی تکنیک تحصن کرده بودندبازداشت شدند. ادوارنیوز در این باره نوشته است: نیروهای انتظامی و لباس شخصی صبح امروز (18تیرماه) با حمله به تحصن اعضای شورای دفتر تحکیم وحدت در برابر درب ولی عصر دانشگاه پلی تکنیک این دانشجویان را بازداشت کردند. اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از ساعت 6 صبح امروز در پاسداشت 18 تیرماه و در اعتراض به ادامه بازداشت 8 دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک در برابر دانشگاه پلی تکنیک متحصن بودند مقارن ساعت 7:30 دقیقه با حمله نیروهای انتظامی و لباس شخصی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شده اند. گزارش شاهدان عینی از درگیری دانشجویان پیش از بازداشت با پلیس حکایت دارد. محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، مهدی عربشاهی، بهاره هدایت، حنیف یزدانی و علی وفقی اعضای بازداشت شده شورای مرکزی تحکیم هستند.
همچنین نزدیکی های ظهر امروز با حمله به دفتر ادوار تحکیم وحدت تعداد دیگری از فعالان دانشجویی از جمله عبدالله مومنی، بهرام فیاضی، مرتضی اصلاحچی، حبیب حاج حیدری، عزت الله قلندری و مجتبی بیات بازداشت شدند.
این هم از هیجده تیر امسال.
این روزها چندان دل و دماغ درست و حسابی ای ندارم، روزمرگی هایم تبدیل به روز مردگی شده اند و همه چیز برایم علی سویه شده، به قتل و عام روزها مشغولم و «این ابتدای ویرانی است ». تا در بر این پاشنه می خرخد و روزمرگی ام به محاق رفته اینجا چیزی نمی نویسم. از روزمردگی که به روزمرگی برسم باز هم خواهم نوشت.