Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

      همان زمانی که احمدی نژاد از  مهرورزی و خدمت حرف می زد برای من مثل روز روشن بود که کار به این جا می کشد، اما خیلی ها باور نمی کردند و با هزار امید و آرزو رفتند و به او رای دادند. اکنون بعد از دو سال به خوبی معلوم شده که مهرورزی و خدمتی که وعده داده بود از چه جنسی است. وقتی که عکس های هفت تیر را دیدم با خودم فکر کردم چه کسانی ممکن است از این سنخ مهرورزی حمایت می کنند؟

 

نوشته شده در دوشنبه 31 اردیبهشت 1386ساعت 17:43 توسط بیژن مومیوند| 9 نظر

ده روزی است که این‌جا چیزی ننوشته‌ام و این برای بعضی دوستان غیر عادی بوده، اما ننوشتن من نه از سر بی حوصلگی و افسردگی بلکه از روی وسواسی است که برای نوشتن دارم. کتمان نمی کنم که این روزها به دلایلی، مقداری از نظر ذهنی و کاری آشفته هستم، اما در سخت ترین شرایط هم  اگر احساس کنم نوشتن بهتر از ننوشتن است به هر جان کندنی که باشد خواهم نوشت؛ مسئله اصلی آن است که فکر کنم نوشته ام چیزی دارد که در نوشته های دیگران نیست و گرنه چه نیازی است به نوشتن . حوادث روزمره این روزها چندان شوقی برای نوشتن در من بیدار نکرده و اخبار و رخدادها هم سیر خود را دارند و نوشتن یا ننوشتن چندان تاثیری بر آن ها نمی گذارد.

نوشته شده در سه شنبه 25 اردیبهشت 1386ساعت 10:54 توسط بیژن مومیوند| 8 نظر

با خودم قرار گذاشته بودم که امسال به هیچ وجه نمایشگاه کتاب نروم، اما به خواست حجت و برای همراهی با او،  امروز  برخلاف عهدم راهی نمایشگاه شدم. در بدو ورود با تلی از زباله مواجه شدیم . سالن ها  بر اساس هیچ نظمی تقسیم بندی نشده بودن و همه حیزان دور خود می چرخیدند. تعداد ناشران کتاب های دینی آن چنان زیاد بود که دیگر ناشران تحت حاشیه آن ها قرار گرفته بودند و چندان نمودی نداشتند و این تبلور عینی چیرگی ارشاد بر فرهنگ است.  جو نمایشگاه به هیچ وجه نشاط و شادابی سال های قبل را نداشت و حتی ناشران هم چندان دل و دماغی نداشتند، گویی که از سر اجبار آمده بوند. امسال نمایشگاه هیچ شباهتی به نمایشگاه نداشت و بیشتر مانند قبرستان کتاب و زباله دانی ساندویچ بود. ما هم بدون هیچ رهاوردی خسته و کوفته و با سردرد بیرون آمدیم.

نوشته شده در شنبه 15 اردیبهشت 1386ساعت 23:05 توسط بیژن مومیوند| 19 نظر

این روزها غرق در خواندن «چنین گفت ابن عربی » نصر حامد ابوزید شده ام و چندان رغبتی به نوشتن ندارم  و بیشتر می پسندم که افسارم را به دست شیخ اکبر و روایت ابوزید از او بدهم تا به هرکجا که می خواهند بکشانندم. بعد بیشتر در مورد شیخ اکبر خواهم نوشت. شاید به یک چله نشینی نیاز داشته باشم البته، نه به سبک سنتی اش.

نوشته شده در سه شنبه 11 اردیبهشت 1386ساعت 12:23 توسط بیژن مومیوند| 7 نظر

شک ندارم که اگر گارگردان اخراجی ها فرد دیگری غیر از مسعود ده نمکی بود، نود درصد از انتقادات تبدیل به تعریف و تمجید می شد. بسیاری فیلم اخراجی ها را فیلمی ضعیف و غیر حرفه ای می دانند به خاطر این که عقاید و تفکر کارگردانش را نمی پسندند.  اکثر منتقدان اخراجی ها  فاقد معلومات اولیه در خصوص فیلم سازی و نقد فیلم اند و با این وجود در نظریه های عالمانه شان فیلم را فاقد ارزش هنری و بسیار ضعیف می دانند. فیلم ده نمکی اگر چه از ضعف های فروانی رنج می برد،اما نسبت به کارهای قبلی اش ( فقر وفحشا و کدام استقلال کدام پیروزی ) چند گام به جلو است. نباید از ده نمکی انتظار داشت که کارش در سطح مهرجویی، کیمیایی یا بیضایی و ... باشد. اخراجی ها به عنوان اولین فیلم کارگردانی که تخصص سینمایی ندارد و تازه به این وادی گام گذاشته کار قابل قبولی است و از کارهای بسیاری از کارگردانان با سابقه هیچ کم ندارد. من هم مانند بسیاری از دوستان تفکر ده نمکی راقبول ندارم، اما ده نمکی گارگردان را بر ده نمکی سیاسی ترجیح می دهم. باور بفرمایید سینما تاثیر خود را بر ده نمکی گذاشته و بسیار متحولش کرده تا جایی که ارازل را بر مقدس ماب ها ترجیح می دهد و این کم دستاوردی نیست. کیست که نپذیرد که اخراجی ها نسبت به شلمچه و صبح دوکوهه بسیار قابل تحمل تر است.نکته دیگر آن است که چرا امثال آرش معیریان اگر سالی دو یا سه فیلم نازل چون چپ دست و...بسازند، کسی برای سینمای ایران احساس نگرانی و خطر نمی کند، اما همین که ده نمکی فیلمی ساخته،این دوستاران سینه چاک سینما احساس نگرانی کرده ومعتقدند که ورود امثال ده نمکی سینمای ایران را به انحراف می کشاند. تخریب و نقدهای غیرمنصفانه بدترین نوع مواجهه با ده نمکی است چرا که او استاد تخریب و جنگ روانی است و بیشترین استفاده را از فضای تخریبی، احساسی و غیر عقلانی می برد. بهتر است ده نمکی تحمل شود، اگر اقتضائات سینما را بپذیرد و تخصص هنری پیدا کند می ماند و به فیلم سازی ادامه می دهد وگرنه پس از مدتی خودبه خود حذف می شود، مانند خیلی های دیگر که آمدند و چند فیلم ساختند و الان دیگر اثری از آن‌ها در سینما باقی نمانده است. در عرصه فرهنگ تحمل ده نمکی بهترین روش مواجهه با او است.

نوشته شده در پنجشنبه 6 اردیبهشت 1386ساعت 14:12 توسط بیژن مومیوند| 14 نظر
   1      2    >>