![]() |
![]() |
![]() |
بابک بیات هم به خیل رفتگان پیوست.آذز ماه نحسی است،محمد پوینده ومحمدمختاری رابرادرسعیدامامی بادستیاری آذرکاردآجین کردومنوچهر آتشی راآذربهتنهایی خاموش کردوامروز صبح نیزبابک بیات راباخود برد.بابک بیات رفت وتنها آهنگهایش رابرای ماگذاشت.هرروزاز اهالی هنر کم میشوندبدون جایگزین وآیندهای بیفرهنگ درانتظارمان است . این یادداشت راپنجشنبه در فرهنگ آشتی نوشتم
مدتى بعد از آن که محمود احمدى نژاد بر کرسى ریاست جمهورى تکیه زده بود یکى از سران جبهه مشارکت در مصاحبهاى عنوان کرد که جبهه مشارکت حاضر بوده با دیگر گروههاى اصلاح طلبان بر سر کاندیداتورى محمدعلى نجفى به توافق برسد، اما گفتن این خبر در آن زمان نوش دارو بعد از مرگ سهراب بود و فاش آن مشکوک به نظر مىرسید. اکنون بیش از یک سال از آن زمان گذشته و نجفى کاندیداى اصلاح طلبان است، اما این بار نه براى ریاست جمهوری، بلکه براى انتخابات شوراى شهر تهران. کاندیداتورى نجفی، احمد مسجد جامعی، معصومه ابتکار، اسحاق جهانگیرى و... در وهله اول حکایت از اهمیت حیاتى انتخابات شوراها براى اصلاح طلبان دارد، چرا که این انتخابات براى آنها فرصتى براى بازگشت به قدرت است و اگر بتوانند در آن پیروز شوند بستر براى انتخابات و مجلس هشتم و ریاست جمهورى آینده فراهمتر خواهد شد. بر اساس این تحلیل، به جهت اهمیت فوق العاده اصلاح طلبان تصمیم گرفتهاند شاخصترین و موجهترین چهرههاى خود را کاندیدا کنند تا بتوانند بار دیگر اعتماد بدنه اجتماعى که سالهاست از آنها روى گردان شده را جلب کنند. نگاهى واقع بینانه به انتخابات شوراها مشخص خواهد کرد که این انتخابات نسبت به انتخاب مجلس و ریاست جمهورى به لحاظ سیاسى از اهمیت بسیار کمترى برخوردار است و سرمایهگذارى بیش از حد در آن نتیجه معکوسى در پى خواهد داشت. مهرهاى که در حد و اندازه انتخابات ریاست جمهورى است نباید تحت هیچ شرایطى انتخابات مجلس یا شوراها خرج شود، چرا که هیچ گاه شوراى شهر به فردى در حد و اندازه ریاست جمهورى نیاز ندارد، حتى حضور افراد توانمند و مدیرى که مناسب نمایندگى مجلس یا وزارت هستند در شوراى شهر جایز نیست.بر همین اساس فردى که براى شوراى شهر مناسب است، هیچ گاه ممکن نیست که مناسب ریاست جمهورى باشد و از عهده آن برآید. بنابراین همیشه باید اصل تناسب توانمندى و پرستیژ با موقعیت در نظر گرفته شود. از این منظر کاندیداتورى محمدعلى نجفى و امثال او از طرف اصلاح طلبان، خطاى استراتژیکى است که پیامدهاى ناخوشایندى ممکن است به دنبال داشته باشد.از طرف دیگر اگر رابطه بدنه اجتماعى با اصلاح طلبان همچنان بر همان پاشنه چند سال گذشته بچرخد، احتمال این که این افراد راى لازم را نیاورند بسیار زیاد است و در این صورت کاملا به مهرههاى سوختهاى تبدیل مىشوند که اصلاح طلبان دیگر نمىتوانند از آنها در انتخابات آتى استفاده کنند. اشتباه استراتژیک دیگر اصلاح طلبان آن است که با همه سرمایه خود وارد میدان شدهاند. در حالى که عقلانیت آینده نگر حکم مىکند که هیچ گاه نباید «همه تخم مرغها را در یک سبد چید»، آیا آنها اندیشیدهاند، اکنون که براى انتخابات شوراها نجفی، مسجد جامعى و ابتکار را وارمیدان کردهاند براى انتخابات مجلس و ریاست جمهورى چه کسانى را مىتوانند کاندیدا کنند. بهتر آن بود که اصلاح طلبان براى انتخابات شوراها با چراغ خاموشى و چهرههایى متخصص امور شهرى وارد میدان مىشدند و این افراد را براى انتخابات مهم دیگرى حفظ مىکردند.یک تحلیل بدبینانه از حضور نجفى و امثال او این است که عدهاى از اصلاح طلبان سناریویى را طراحى کردهاند که امثال نجفى را وارد میدان شوراها کنند و آنها را به مهره سوخته تبدیل کنند و چهرههاى نزدیک خود را براى روز مبادا نگاه دارند.اگر این تحلیل صحیح باشد در واقع بخشى از اصلاح طلبان نقشه شومى براى حذف بخش دیگرى از آنها را کشیدهاند که بسیار خطرناک و ناجوانمردانه است و بعد از مدتى نه از تاک نشان مىماند و نه از تاک نشان چرا که حذف این بخش از اصلاح طلبان به حذف تمام آنها منجر خواهد شد.




